مرتضى مطهرى

83

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مخالفت ائمهء اطهار عليهم السلام با قياس يكى از ادلّهء اينكه امامت بايد باشد همين جاست . ائمهء ما شديداً با قياس كردن مبارزه كرده‌اند ، گفته‌اند : الشَّريعَةُ اذا قيسَتْ مُحِقَتْ شريعت اگر قياس بشود محو مىشود . مثل احمد بن حنبل نگفتند اساساً عقل حق اظهار نظر ندارد ، بلكه گفتند عقل حق اظهار نظر دارد ولى قياس روش عقلى نيست ، و نه مثل شافعى راه بينابين را در پيش گرفتند و نه مثل مالك اصلًا درِ قياس را به كلى بستند . ولى در عين حال براى عقل اصالت قائل شده‌اند . شما رجوع كنيد به فقه اهل تسنن . علماى حنفى مىگويند كتاب ، سنت ، اجماع و قياس حجت است . علماى حنبلى مىگويند كتاب ، سنت و اجماع حجت است . ولى وقتى وارد فقه شيعه مىشويد مىبينيد آن حرفها وجود ندارد ؛ مىگويند كتاب ، سنت ، اجماع و عقل . اين عقل كه در اينجا آمده است همان راه وسط ميان جهل و جمود است كه ما اگر اين عقل را در استنباط احكام دخالت مىدهيم بدانيم حجت خداست . امام فرمود : خدا دو حجت ، دو پيغمبر دارد : پيغمبر ظاهر و پيغمبر باطن . عقل ، پيغمبر باطن است . در عين حال گفته‌اند قياس يك ذره حجت نيست . اينكه عقل حجت است و قياس حجت نيست ، همان راهى بود كه براى ما باز كردند ميان جمودى كه در رأسش احمد بن حنبل قرار گرفته است و جهلى كه معنايش قياس ابوحنيفه است . اين همان اجتهاد به معناى واقعى خودش مىباشد . احكام و قوانين عقل متأسفانه بعدها در ميان شيعه جريانهايى پيدا شد كه عمدهء آن ، اخباريگرى است كه بعداً عرض خواهم كرد . ولى راهى كه در شيعه هست راه عقل است . عقل حجت است و حجتِ خداست . اما عقل قانون دارد . به نام عقل نمىشود هر اظهارنظرى را حجت دانست . از جمله احكام و قوانين عقل اين است كه عقل مىگويد دنبال يقين برو . قرآن هم همين را گفته است : لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ « 1 » تا يقين پيدا نكرده‌اى دنبال چيزى نرو . قرآن مىگويد : إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ اگر دنبال اكثر اين مردم به روى گمراهت مىكنند ، براى اينكه از قانون عقل پيروى

--> ( 1 ) اسراء / 36